نکته ها و تست های عربی

این وب سایت برای دانش آموزان وداوطلبان کنکور در درس عربی طراحی شده است نویسنده سام خانیان دبیر عربی دبیر ستان های تنکابن
 
الرئيسيةاليوميةپرسشهاي متداولجستجوثبت نامورود
جستجو
 
 

نتائج البحث
 
Rechercher بحث متقدم
ورود
نام كاربر:
كلمه رمز:
ورود اتوماتيك در بازديدهاي بعدي: 
:: كلمه رمز خود را فراموش كرده ايد؟
المواضيع الأخيرة
» نمونه سولات سال سوم تجربی وریاضی
الأحد فبراير 20, 2011 9:16 am من طرف arabicsam

» نمونه سولات عربی سال دوم
الأحد فبراير 20, 2011 9:07 am من طرف arabicsam

»  ترجمه سال دوم
السبت فبراير 19, 2011 12:45 pm من طرف arabicsam

» >>>درجات کاربری<<<
الإثنين فبراير 07, 2011 12:01 pm من طرف milad_molaei

» قوانین فروم
الإثنين فبراير 07, 2011 11:40 am من طرف milad_molaei

أفضل 10 أعضاء في هذا المنتدى
milad_molaei
 
arabicsam
 
كساني كه Online هستند
در مجموع 1 كاربر Online ميباشد :: 0 كاربر ثبت نام شده، 0 كاربر مخفي و 1 مهمان

هيچ كدام

بيشترين آمار حضور كاربران در سايت برابر 8 و در تاريخ الجمعة أغسطس 26, 2016 11:09 am بوده است.
احصائيات
تعداد کاربران ثبت نام شده: 38
جديدترين کاربر ثبت نام شده: محمد باقر

تعداد موضوعات ارسال شده توسط کاربران سايت: 5 في 5 موضوع
المواضيع الأكثر شعبية
نمونه سولات عربی سال دوم
نمونه سولات سال سوم تجربی وریاضی
ترجمه سال دوم
>>>درجات کاربری<<<
قوانین فروم

شاطر | 
 

  ترجمه سال دوم

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
arabicsam
دبیر محترم جناب سامخانیان ( رییس کل
دبیر محترم جناب سامخانیان ( رییس کل


Posts : 3
امتیاز : 10
Join date : 2011-01-29

پستعنوان: ترجمه سال دوم   السبت فبراير 19, 2011 12:45 pm

َلدَّرْسُ الْأوّلُ ترجمه درس اول : إلهى... ﴿رَبِّ ﭐشْرَحْ لـى صَدرى ويَسِّرلـى أمْرى وَ احْلُلْ عُقْدَ‎ةً مِن لِسانـى يَفْقَهوا قَولـى﴾ پروردگارا، سينه ام را برايم فراخ كن (بگشاي ) و كارم را برايم آسان گردان و گره از زبانم باز كن تا سخنم را بفهمند. اَللّهُمَّ أخْرِجْنـى مِن ظُلُماتِ الْوهْمِ و أكْرِمنـى بِنورِ الْفَهْمِ. . خدايا مرا از تاريكي هاي پندار خارج كن و مرا با نور فهم گرامي بدار اَللّهُمَّ ﭐفْتَحْ عَلَيْنا أبْوابَ رَحْمَتِكَ. خدايا درهاي رحمتت را برما بگشاي. وَﭐنشُرْ عَلَيْنا خَزائِنَ عُلومِكَ. و گنجينه هاي دانش هايت را برما باز كن. ربِّ ... رَبِّ يَسِّر و لاتُعَسِّر . پروردگارا.... پروردگارا آسان بگير و سخت نگير. اَللّهُمَّ فَرِّحْ قلبـﻰ . خدايا قلبم را شاد كن. اَللّهُمَّ انْهَجْ لـى إلـي مَحَبَّتِكَ سَبيلاً سَهْلَةً. خدايا راه آساني را به سوي محبتت به من نشان بده. إلَهى لا تَجْعَلْ لِلشَّيطانِ عَلـى عقلـى سبيلاً . خدايا براي شيطان راهي بر عقل من قرار نده. ولا لِلْباطِلِ عَلـي عَملـى دَليلاً . و راهنمايي براي باطل بر كار من قرار نده. اَللّهُمَّ ألْهِمْنا طاعَتَكَ و جَنِّبْنا مَعْصِيَتَكَ. خدايا بندگي ات را به ما الهام كن و گناه به درگاهت را از ما دور كن. بِرَحْمتك يا أرْحَمَ الرّاحِميَن . به رحمتت است اي مهربان ترين مهربانان اَلدَّرسُ الثّانـى ترجمه درس دوم فـى خدمة الْبؤساء در خدمت فقيران اَلْهَواءُ حارٌّ و النّاسُ فـى بُيوتِهِم . خَرجَ علـىٌّ (ع) إلـي السّوقِ. هوا گرم است و مردم در خانه هايشان هستند علي (ع) به سوي بازار خارج شد. . لا تَخْرُج الآنَ . اَلشَّمسُ مُحْرِقَهٌ . اكنون خارج نشو. خورشيد سوزان است لا ...لعلَّ ذا حاجةٍ يَطْلُبُ مُساعدةً . نه .... شايد نيازمندي كمك بخواهد و فـى الطّريقِ : و در راه: ثَقيلةٌ ...ثقيلةٌ. لكنْ لا حيلةَ ...اَلأطفالُ ...اَلْجوعُ ...اَلْعطَشُ ...ماذا أفْعَلُ؟! سنگين است .... سنگين است. ولي چاره اي نيست ...كودكان ... گرسنگي... تشنگي .... چه كار كنم؟! فَنَظَرَ إليها علـىّ (ع علي (ع) به او نگاه كرد! فَجاءَ و أخَذَ مِنها القِربَةَ . فحَمَلَها إلـي بيتِها ... و سَألَها عَن حالِها : سپس آمد و مشك را از او گرفت و به خانه اش برد... و از حال او پرسيد) ! بَعَثَ علـي بنُ أبـﻰ طالبٍ زَوجـى إلـي الثُّغورِ ....و بعدَ أيّامٍ سَمِعنا خَبَرَ وفاتِهِ! علي بن ابي طالب همسرم را به مرزها فرستاد ... و بعد از چند روز خبر وفات او را شنيديم. و لـى أطفالٌ يَتامَي و لَيسَ عندﻯ شـﻰءٌ. و كودكان يتيمي دارم و چيزي ندارم فقد ألْجَأتْنـى الضَّرورةُ إلـي خدمةِ النّاسِ . و نياز مرا به خدمت مردم واداشته است. ذهب علـىٌّ (ع) محزوناً إلـي دارِ الْحكومةِ وحَمَلَ زنبيلاً فيه طعامٌ. علـي (ع) غمگين به دار الحكومه رفت و زنبيلـي را كه در آن غذا بود برداشت. فَرَجَعَ و قَرَعَ الْبابَ . پس برگشت و در زد. مَن يَقْرَعُ الْبابَ؟ چه كسي در مي زند؟ أنا ذلكَ الْعبدُ الَّذى حَمَلَ مَعَك القِرْبةَ ....اِفْتَحـى الْبابَ ..... إنَّ مَعـى شيئاً لِلأطفالِ ..... من همان بنده اي هستم كه مشك را همراه تو برداشت ... در را باز كن.... براي بچّه ها چيزي همراهم است. رَضِىَ الله عنكَ و حَكَمَ بينـى و بيْنَ علـىّ بن أبـى طالبٍ ! خدا از تو راضي باشد و ميان من و علي بن ابي طالب داوري كند. فدخلَ علـىٌّ (ع) و قالَ: پس علي (ع) وارد شد و گفت: إنـّى أحِبُّ اكْتِسابَ الثَّوابِ ، فَانْتَخِبـى بَيْنَ هذيْنِ الأمْريْنِ : تَهيئةِ الْخُبْزِ أو اللَّعِبِ مع الأطفالِ . من به دست آوردن ثواب را دوست دارم. پس يكي از اين دو كار را انتخاب كن: تهيه كردن نان يا بازي كردن با بچّه ها را. أنا أقْدَرُ مِنْكَ علـي تَهْيئَةِ الْخُبزِ؛ فَالْعَبْ أنتَ مع الأطفالِ ! من از تو در تهيه نان تواناتر هستم. پس تو با بچه ها بازي كن. فذهبَ علـىٌّ (ع) إلـي طِفْلَيْنِ صغيـرَيْنِ مِن بَينِهِم ، و جَعَلَ الْخُبزَ فـى فَمِهِما و هو يقولُ لِكُلٍّ مِنهُما : پس علي (ع) از ميان آنان به سوي دو كودك كوچك رفت و نان در دهان آن دو گذاشت در حالي كه به هر يك از آن دو مي گفت: يا بُنـىَّ! اِجْعَلْ علـىّ بنَ أبـى طالبٍ فـى حِلٍّ مِمَّا مرَّ فـى أمْرِكَ ! اي پسركم! علي ابن ابي طالب را در آنچه بر شما گذشت حلال كن. و بعدَ ساعةٍ . و بعد از ساعتي. أخى ! اُسْجُر التَّنّورَ . برادرم تنور را روشن كن . اَللّهُمَّ أفْرِغْ علـي هذا الرَّجُلِ خيْرَك و ثوابَكَ...و لكن...علـىٌّ بنُ أبي طالبٍ...كيفَ...؟! خدايا خير و ثوابت را بر اين مرد فرو بريز ... ولي ... علي بن ابي طالب ...چگونه ... ؟! هو لا ينظرُ إلـي حالِ الْمحروميـنَ ... نَحنُ مَحرومونَ و لكن هو...!! او به حال محرومان نگاه نمي كند ... ما محروم هستيم ولي او ... ! فبادَرَ علـىٌّ (ع) إلـي سَجْرِهِ . پس علي (ع) اقدام به روشن كردن آن نمود. فلَمّا أشْعَلَهُ : سپس وقتي آن را روشن كرد: ذُقْ يا علـىُّ ! هذا جَزاءُ مَن نَسِـﻰَ الْمَساكيـنَ و الْيَتامَي ! اي علي بچش. اين سزاي كسي است كه درماندگان ويتيمان رافراموش كرده است حينَئذٍ جاءَت امْرأةٌ و شاهَدَتْ خليفةَ الْمسلميـنَ وتَعَجَّبَتْ! در اين هنگام زني آمد و خليفه ي مسلمانان را ديد و تعجب كرد. ويْحَكِ ... أتعلَميـنَ مَن هو ؟! هو أميـرُ الْمؤمنيـنَ ... واي بر تو ... آيا مي داني او كيست؟ او امير المؤمنين است. ويلٌ لـى . ماذا أفعلُ ؟! فَذَهَبَتْ إلَيْهِ و هى تَعْتَذِرُ! واي بر من . چه كار كنم؟‌پس به سوي او رفت در حالي كه معذرت مي خواست. وا حَيائى ... واحَيائى ... عفواً ... معذرةً ... يا أميـرَ الْمؤمنيـنَ ... عفواً ... شرمم باد ... شرمم باد ... ببخشيد ... معذرت ... اي امير المؤمنين ... ببخشيد ... لا... لا.... بل واحَيائى منك فيما قَصَّرْتُ فـى أمْرِك ! نه ... نه .... بلكه من از تو شرمم باد به خاطر اينكه در كار تو كوتاهي كرده ام . الدرس الثالث كِتاب الْحَياة اَلْعلمُ و الدّينُ جَناحانِ لِلإنسانِ لا يَقْدِرُ علـي الطَّيَرانِ إلا بِهِما . و الأمّةُ الإسلاميّةُ هى أمّةٌ سائرةٌ نَحوَ الْكمالِ و الرُّشدِ و هى بِحاجةٍ إلـي هذَيْنِ الْجَناحَيْنِ. والإسلامُ مُنْذُ ظهورِهِ شجَّع الْمسلميـنَ علـي التَّفكُّرِ و التَّعلُّمِ. وإليك بعضَ هذه الآياتِ: 1 - أصل الْعالَم: ﴿... أنَّ السَّماواتِ و الأرضَ كانتا رَتْقاً فَفَتَقْناهُما ﴾ أصلُ الْعالَمِ سِرٌّ غامِضٌ و الآيةُ تُخْبِرُ الْعالَميـنَ عن حقيقةِ هذا الأمرِ مِن خِلال كلماتٍ وَجيزةٍ : "كانت السَّماواتُ و الأرضُ مُلْتَصِقَتَيْنِ ثُم فَصَلَ اللّهُ بينهما ." تَوَصَّلَ الْباحِثونَ فـى عِلْمِ الْفَلَك فـى الْقرنِ الْعِشرينَ إلـي نظريَّةٍ خلاصتُها أنَّ الْمادَّةَ الأولَـي لِلْعالَمِ كانت جامدةً ثُم حَدَثَ فيها انْفجارٌ شديدٌ وانْفَصَلَتْ أجزاءُ تلكَ الْمادَّةِ و تَشَكَّلَت السَّماواتُ و الأرضُ ! 2- اَلشَّمسُ و الْقَمر ﴿وجَعَلَ الْقَمَرَ فيهنَّ ( فـى السَّماواتِ) نوراً و جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً﴾ كلمةُ "سِراج" تُعبِّرُ عن شـﻰءٍ ذﻯ نورٍ و حرارةٍ من ذاتِه و كلمةُ "نور" تُعبِّرُ عن مُجرَّدِ نورٍ لا حرارةَ فيه. والآيةُ تقولُ : إنّ الْقمرَ يَبْعَثُ ضَوءًا لاحرارةَ فيه و مِن مَصدرٍ غيرِ ذاتـىٍّ . أمّا الشَّمسُ فهي مُضيئةٌ بِذاتِها فَتكونُ مصدراً لِلنّورِ و الْحرارةِ . و ما عَرَفَ الإنسانُ حقيقةَ الْقَمرِ إلا فـى الْقرنِ الْعِشرينَ و بعد هُبوطِ أوّلِ انسانٍ علـي سطحِه واكتِشافِه بأنَّه مُجرَّدُ كَوكبٍ هامِدٍ لا أثرَ فيهِ لِلماءِ ولا لِلحياةِ وهو يَعكِسُ ضوءَ الشَّمْسِ .... 3 - دَوَرانُ الأرضِ ﴿وَ تري الْجِبالَ تَحْسَبُها جامدةً و هى تَمرُّ مرَّ السَّحابِ .﴾ إنَّكَ لو تَنظُرُ إلـي الْجبالِ تَحْسِبُ أنّها ثابتةٌ و لكنَّ الْحقيقةَ غَيْرُ ذلك اَلْجبالُ تَمُرُّ أمامَكَ كَما يَمُرُّ السَّحابُ ؛ وسببُ ذلك دَورانُ الأرضِ و حَركتُها . حركةُ الأرضِ ليستْ مخفيَّةً علـي أحَدٍ فـى عصرِنا ولكنَّها كانت مَجهولةً علـي الإنسانِ حتّي الْقرونِ الأخيرةِ . و قصّةُ غاليلةَ مشهورةٌ فـى هذا الْمجالِ . هذه كانت بعضَ الإشاراتِ العلميَّةِ فـى الْقرآنِ الْكريـم ، الّتـﻰ اكْتَشَف الْعلمُ حقيقتَها حتّي الآنَ. و نَعلَمُ أنَّ الإشاراتِ الْعلميَّةَ فـى آياتِ الْقرآنِ الْكريـم لَيسَت هدفاً بِحدِّ ذاتِها ، بل هي آياتٌ تُثْبِتُ لَنا صِدْقَ ادّعاءِ نزولِ الْقرآنِ من جانبِ اللّهِ تَباركَ و تَعالَي . ﴿ إنَّ فـى ذلك لآياتٍ لِقَومٍ يَعقِلونَ﴾ درس سوم كتاب زندگي علم و دين دو بال براي انسان هستند كه جز با آن دو نمي تواند پرواز كند و امّت اسلامي امّتي حركت كننده به سوي كمال و رشد است و به اين دو بال نيازمند است. و اسلام از هنگام ظهورش مسلمانان را به فكر كردن ويادگيري تشويق كرده است. و اينك بعضي از اين آيه ها :‌ 1- اصل جهان: كه آسمان ها و زمين بسته بودند و آن دو را باز كرديم. اصل جهان راز پيچيده اي است و اين آيه به جهانيان درباره حقيقت اين امر در خلال سخناني مختصر و مفيد خبر مي دهد: " آسمان ها و زمين به هم پيوسته بودند سپس خداوند آن دو را از هم جدا كرد." محقّقان در علم نجوم در قرن بيستم به نظريّه اي رسيده اند كه خلاصه اش اين است كه مادّه ي نخستينِ جهان جامد بود. سپس انفجار شديدي روي داد و اجزاي آن مادّه جدا شد و آسمان ها و زمين تشكيل شد. 2- خورشيد و ماه و ماه را در‌ آن ها (در آسمان ها ) نور و خورشيد را چراغ قرار داد. كلمه ي " چراغ" چيزي را بيان مي كند كه داراي نور است و از خودش گرما دارد و كلمه ي "نور" نور محض را بيان مي كند كه گرمايي در آن نيست. و آيه مي گويد: ماه نوري را مي فرستد كه گرمايي ندارد و از منبعي غير خودش است. امّا خورشيد خود به خود فروزان است و منبع نور و گرماست. و انسان حقيقت ماه را نشناخت جز در قرن بيستم و بعد از فرود آمدن اولين انسان بر سطح آن و كشف اينكه آن تنها سيّاره اي سرد و خاموش است كه هيچ اثري از آب و زندگي در آن نيست و نور خورشيد را منعكس مي كند. 3- چرخش زمين و كوهها را مي بيني. آن ها را جامد مي پنداري در حالي كه همچون ابر حركت مي كنند. اگر به كوهها نگاه كني آن ها ثابت مي پنداري ولي حقيقت غير اين است. كوه ها همان طور كه ابر حركت مي كند در برابر تو در حركتندو علّت آن چرخش و حركت زميني است. حركت زمين در عصر ما بر كسي مخفي نيست ولي تا قرن هاي اخير بر انسان نا معلوم بود و داستان گاليله در اين زمينه مشهور است. اين پاره اي اشاره هاي علمي در قرآن كريم بود كه علم تا به حال حقيقت آن را كشف كرده است. و مي دانيم كه اشاره هاي علمي در آيه ها ي قرآن كريم فـي نفسه هدف نيست بلكه آيه هايي است كه راست بودنِ ادّعاي نازل شدنِ قرآن را از جانب خداوند تبارك و تعالي ( نام او پر بركت و بلند بادا) براي ما ثابت مي كند. به راستي كه در آن آيه هايي وجود دارد براي قومي كه مي انديشند. الدَّرسُ الرّابع جُمال الْعلم اِعتَزِلْ ذِكْرَ الأغانـى و الْغَزَلْ و قُلِ الْفَصْلَ و جانِبْ مَنْ هَزَلْ وَ
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
 
ترجمه سال دوم
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
نکته ها و تست های عربی :: بخش عربی سال دوم دبیرستان ( ریاضی فیزیک ) :: متن و ترجمه سال دوم تجربی وریاضی-
پرش به: